|
علیٌ مع الحق و الحقُ مع علی
| ||
|
شايد به ذهن بعضى خطور كند كه طرح مسايل اختلافى بين شيعه و سنّى، و يا شيعه و وهّابيّت، با جريان وحدت ميان مسلمانان منافات داشته باشد، و يا زمينه رنجش خاطر بعضى فراهم شود، و يا موجب تفرقه گردد، بدين منظور نا گزيريم نسبت به مفهوم وحدت و عوامل آن به صورت گذرا اشاره كنيم
پست ثابت ادامه مطلب [ سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390 ] [ 15:56 ] [ M ]
دیروز شمشیر های آخته در مراسم عزاداری محرم در غلاف می شود. امروز مقبره ابولولو موهوم انگاشته می شود. ۳ جلد از کتب ارزشمند بحار الانوار به بوته نسیان سپرده می شود. حدیث کسا و زیارت عاشورا از برخی مفاتیح به یغما می رود. شاید فردا کتب ارزشمند الغدیر. این ننگ به چه آبی باید شست؟ [ شنبه بیست و دوم بهمن 1390 ] [ 22:24 ] [ M ]
عمر ای خبیث ملعون،تو چه دشمنی خدا را
به غدیر خم تو بیعت،به ولی حق نمودی
شده از تو شاد و خندان،شده راضی از تو شیطان
که بزن به تازیانه تو عزیز کبریا را
به هزار مکر و حیلت،شه ملک لافتی را
بنمود غرق در خون،دل پاک انبیا را
به روی تمام مردم،در بدعت و جفا را
که به پا نمود انجا،جریان کربلا را
بنمود او ز اتش،گل باغ مصطفی(صلی الله علیه و اله) را
که تو را کشد به دوزخ،ز تو می برد حیا را
چو عمر گرفته بر کف،سر رشته خطا را
که رهاندت ز دوزخ،بچشاندت بقا را بر گرفته از کتاب فرحة الزهرا(سلام الله)
[ جمعه دوم دی 1390 ] [ 0:53 ] [ M ]
در قبایل عرب همواره جنگ بود.اما مکه زمینی حرام بود و سه ماه ذی القعده،ذی الحجه و محرم زمان حرام. یعنی که در انها جنگ حرام است، دو قبیله که با هم می جنگیدند تا وارد ماه حرام می شدند جنگ را موقتا تعطیل می کردند اما برای انکه اعلام کنند که در حال جنگند و این ارامش از سازش نیست،ما حرام رسیده و چون بگذرد جنگ ادامه خواهد یافت،سنت بود که بر قبه فرمانده قبیله پرچم سرخی بر می افراشتند. تا دوستان،دشمنان و مردم همه بدانند که جنگ پایان نیافته است.
انها که به کربلا می روند می بینند که جنگ با یزید پایان گرفته و بر صحنه ی جنگ ارامش مرگ سایه افکنده اما می بینند که بر قبه ارامگاه حسین(علیه السلام) پرچم سرخی در اهتزاتز است. بگذار این "سالهای حرام"بگذرد! دکتر علی شریعتی [ دوشنبه چهاردهم آذر 1390 ] [ 2:57 ] [ M ]
حضرت حیدر به نام فاطمه(سلام الله) حساس بود
خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود ای که ره بستی میان کوجه ها بر فاطمه(سلام الله) گردنت را میشکست انجا اگر عباس(علیه السلام) بود
[ سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ] [ 0:18 ] [ M ]
خوشا به حال سال شمسی! ماه دوازدهمش هم آمد و رفت ماه دوازدهم ما هنوز نیامده است!!!
اللهم عجل لولیک الفرج [ شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 ] [ 20:21 ] [ M ]
[ جمعه پنجم اسفند 1390 ] [ 19:49 ] [ حسین ]
پـنبـه از گوش درآرید خبــر می آید
خبر از یک بشری کیف بشر می آید سـر سجّــاده بـیـاریـد مـِی نابِ دُعا که ز الطاف خدا شور سحر می آید حضرت ساقی مستان ، عَلم مردستان! واژه در وصف تو کوته به نظر می آید ............... پای هر نخل نمازی و نیازی داری چه عجب جای رطب باده ثمر می آید ؟ بعد از این باغ فدک محفل می نوشان است جای هر کیسه خمی تازه ز در می آید دل اعراب به درد آمده ای شاه عرب ! از عجم دوستی ات حوصله سر می آید این همه دست که بر پای تمنـّات افتاد جمـع آنها فقــط از کـار تو بر می آیـد بهر دیدار تو ای آیت عظمی جبـریـل از سر شوق به پا نه که به سر می آید چشم دریایی تو چشمه ی فیـّاض خداست و همه کار از این معـجزه بـر می آید کافــرم ! در پی تصـویر خدایم امّــا هرچه تصویرزدم عکس تو درمی آید [ سه شنبه دوم اسفند 1390 ] [ 2:2 ] [ M ]
1- زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا علیه السلام اذن دخول میطلبید و میگویید:«أأدخل یا حجة الله»: ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟»
به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه السلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سیدالشهداء علیه السلام گریه است، اگر اشک آمد امام حسین علیه السلام اذن دخول دادهاند و وارد شوید. اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید. 2- زیارت امام رضا علیه السلام از زیارت امام حسین علیه السلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه السلام میروند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا علیهالسلام میآیند. [ جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 ] [ 1:57 ] [ M ]
استدلال به آيات قرآن كريم :33 زمر : وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ ... :آيا آيه « وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ ... » در شأن أبوبكر نازل شده است ؟ پاسخ :وَ الَّذي جاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُون . الزمر / 33 . كسى كه سخن راست بياورد و كسى كه آن را تصديق كند ، آنان پرهيزگارانند ! . ادامه مطلب [ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 13:47 ] [ M ]
ابو تراب به معناى پدر خاك ، يا دمساز خاك ، يا پدر و رئيس خاكيان است . اين لقب از محبوبترين القاب در نزد امام علي عليه السلام و يكي از زيباترين القاب آن حضرت به شمار ميآيد . شيخ علاء الدين سكتوارى در محاضرة الأوائل ( ص 113 ) گويد : نخستين كسى كه به كنيه ( ابو تراب ) ناميده شد على بن ابى طالب رضى الله عنه است ، اين كنيه را رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به او داد آن گاه كه ديد او بر روى زمين خوابيده و خاك بر پهلوى او نشسته است ، از روى لطف و مهربانى به او فرمود : برخيز اى ابو تراب . و اين محبوب ترين القاب او به شمار مى رفت ، و از آن پس ، به بركت نفس محمدى اين كرامتى براى او گرديد ، زيرا خاك خبرهاى گذشته و آينده تا روز قيامت را براى او باز مى گفت . اين را بفهم كه رازى است بى پرده . الغدير - الشيخ الأميني - ج 6 - ص 337 – 338 عباية بن ربعى گويد : به عبد الله بن عباس گفتم : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از چه رو على عليه السلام را ابو تراب ناميد ؟ گفت : از آن رو كه على عليه السلام صاحب زمين و حجت خدا بر اهل آن پس از رسول خداست ، و بقاى زمين و آرامش آن به او است ، و از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شنيدم مى فرمود : چون روز قيامت شود و شخص كافر پاداش و نزديكى و كرامتى را كه خداى متعال براى شيعيان على آماده نموده ببيند گويد : ( اى كاش من ترابى بودم ) يعنى كاش از شيعيان على ( ابو تراب ) بودم . و اين است معناى اين آيه كه كافر گويد : كاش من تراب ( خاك ) بودم . علل الشرائع - الشيخ الصدوق - ج 1 - ص 156 علامه مجلسى رحمه الله در بيان اين جمله گويد : ممكن است ذكر آيه در اينجا براى بيان علت ديگرى در نامگذارى آن حضرت به ابو تراب باشد ، زيرا شيعيان او به جهت تذلل بيش از اندازه و تسليم بودن در برابر فرمانهاى حضرتش تراب ناميده شده اند ؛ چنان كه در آيه كريمه آمده - و چون آن حضرت صاحب و پيشوا و زمامدار آنهاست ابو تراب نام گرفته است . بحار الأنوار - العلامة المجلسي - ج 35 - ص 51 در اين كه پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم در چه زماني اين لقب مبارك را به امير المؤمنين عليه السلام داده است ، روايات متفاوتي نقل شده است . برخي از آنها حاكي از آن است كه اين لقب در جمادي الأول يا جمادي الثاني سال دوم هجرت در غزوۀ العشيره به آن حضرت داده شده است . در برخي ديگر آمده است كه در يوم التآخي ؛ يعني روزي كه پيامبر اسلام بين همۀ مسلمان عقد برادري بست و از بين تمام مردم علي را براي خود برگزيد ، به او داده شده است . البته اين روايات هيچ تعارضي باهم ندارند ؛ چرا كه ممكن است پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم در موارد متعدد بارها و بارها آن را تكرار كرده باشد . براي تحقيق بيشتر در اين باره ميتوانيد به كتاب الغدير علامۀ اميني رحمت الله عليه ، ج 6 - ص 334 – 338 مراجعه كنيد . [ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 13:21 ] [ M ]
دیگران را گر عداوت زین و آن باشد به دل
در دل ما شیعیان بغض عمر تنهاستی بزدلی گفتای اُستر مذهبک،گفتم به او سالک بولؤلؤام نِی از کَسَم پرواستی یاد آرم یک حدیثی۱ کز امام صادق(علیه السلام) است «دشمن ما خانواده انجس از سگهاستی»
۱)وسائل الشیعه:۱/۱۵۳ باب ۱۱ رقم ۵ [ شنبه بیست و دوم بهمن 1390 ] [ 16:0 ] [ M ]
اقا اجازه!من بنویسم برای تو
دارایی ام تویی،دل و جانم فدای تو می خوانمت به حرمت اوای قدسیت جان می دهد به ما نفس اشنای تو وقتی طلوع میکنی از پشت ابرها گل میکند زمین و زمان،زیر پای تو در اسمان دهکده اعجاز می شود با شعله ای که می دمد از چشم های تو برگرد اخرین سفری را که رفته ای تب کرده اند هر دو جهان در هوای تو برگرد که گره بخورد لحظه ای به هم فریاد گریه های من و های های تو اقا بیا که هر کس از راه می رسد سر می دهد طنین"اناالحق"به جای تو تنها خودت شفاعتمان کن این طلسم وا می شود به معجزه ی ربنای تو "عجل الله فی فرج مولانا اباصالح المهدی" برچسبها: امام زمان, عج, معجزه [ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ 19:47 ] [ حسین ]
قوتت همه شب خون جگر بود حسن جان گریان ز غمت چشم سحر بود حسن جان از دوست و دشمن به تو پیوسته ستم بود مظلومی تو ارث پدر بود حسن جان مادر که زمین خورد تن پاک تو لرزیدتنها کمکت اشک بصر بود حسن جان از طعنه و از زخم زبان های پیاپی هر دم به دلت زخم دگر بود حسن جان شد قلب تو مجروح تر از جسم برادر کز او جگرت سوخته تر بود حسن جان گر ماه حسین بن علی بود محرم ماه غم تو ماه صفر بود حسن جان هر کس به تنش زخم رسد از دم شمشیر زخم تو به تن نه، به جگر بود حسن جان در کوچه و در مسجد و در خانه مغیره پیوسته تو را پیش نظر بود حسن جان در راه حسین بن علی چار فداییتدر کرببلا چار پسر بود حسن جان [ دوشنبه سوم بهمن 1390 ] [ 0:30 ] [ M ]
روزی پیامبر (ص) وارد خانه ام سلمه شد و بعد از او امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) وارد شدند و کنار آن حضرت نشستند. پیامبر (ص) امام حسن (ع) را بر پای راست و امام حسین (ع) را بر پای چپ نشانید و هر دو را بوسید. در این هنگام جبرئیل نازل شد و عرض کرد: یا رسول الله، آیا حسن و حسین را دوست داری؟ فرمود: «چگونه دوست نداشته باشم در حالی که این دو ریحانه من و دو نور چشمم هستند». جبرئیل عرض کرد: یا رسول الله، خدا درباره آن دو دستوری داده است. حضرت فرمود: آن دستور چیست؟ جبرئیل پاسخ داد: حسن (ع) مسموم می گردد و حسین (ع) ذبح می شود. برای هر پیامبری دعای مستجابی وجود دارد. اگر می خواهی نزد خداود دعا کن که دو فرزندت حسن و حسین (علیهماالسلام) را از شهادت حفظ کند، و اگر می خواهی این مصیبت ذخیره ای برای گناهکاران امتت در روز قیامت باشد. پیامبر (ص) فرمود: ای جبرئیل، من به حکم پروردگارم راضی هستم. دعایم نیز ذخیره روز قیامت برای شفاعت گناهکاران امتم باشد و خداوند درباره دو پسرم آنچه مقدر کرده انجام خواهد داد. پیامبر (ص) به شهادت رسید و پیشگویی های حضرت درباره مصیبت ها یکی پس از دیگری به وقوع پیوست. حضرت زهرا و امیر المؤمنین (علیهماالسلام) به شهادت رسیدند و آخرین روزهای عمر امام حسن (ع) فرا رسید. از یک سو معاویه در حال آماده سازی مراحل ترور حضرت بود و از سوی دیگر امام حسن (ع) با سخنان صریح خبر از شهادت خویش می داد. *بحار الانوار، ج 44 ص 241. عوالم العلوم: ج 17 ص 119 [ دوشنبه سوم بهمن 1390 ] [ 0:14 ] [ M ]
ما را به یک کلاف نخ آقا قبول کن
آهی در این بساط به غیر از امید نیست
از یـاد بـرده ایم شمـا را پـدر! ولی
رسم کریم نیست که گلچین کند، کریم!
گر بی نوا و پست و حقیریم و رو سیاه
گندم که نه، مقام شما بود لاجَرَم
[ پنجشنبه یکم دی 1390 ] [ 0:56 ] [ M ]
ز لیلی من شنیدم یا علی(علیه السلام) گفت
به مجنون هم رسیدم یا علی(علیه السلام) گفت مگر این وادی دارالجنون است که هر دیوانه دیدم یا علی(علیه السلام) گفت نسیمی غنچه ای را باز می کرد به گوش غنچه کم کم یا علی(علیه السلام) گفت چمن با ریزش باران رحمت دعایی کرد و او هم یا علی(علیه السلام) گفت یقین پروردگار افرینش به موجودات عالم یا علی(علیه السلام) گفت خمیر خاک ادم را سرشتند چو بر می خاست ادم یا علی(علیه السلام) گفت مگر خیبر ز جایش کنده می شد یقین اینجا علی هم یا علی(علیه السلام) گفت علی را ضربتی کاری نمی شد گمانم ابن ملجم یا علی(علیه السلام) گفت [ جمعه هجدهم آذر 1390 ] [ 22:13 ] [ M ]
در دایره وجود موجود علیست(علیه السلام)
اندر دو جهان مقصد و مقصود علیست(علیه السلام) گر خانه ی اعتقاد ویران نشدی من فاش بگفتی که معبود علیست(علیه السلام) [ چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 ] [ 15:28 ] [ M ]
در سینه بود مهر و ولای حیدر(علیه السلام)
با بغض عمر پرورشم داد پدر شادان به غدیر خم کنم زهرا(سلام الله) را با سیصد و ده مرتبه لعنت به عمر [ دوشنبه چهاردهم آذر 1390 ] [ 2:46 ] [ M ]
سنی که روز حشر شفیعش عمر شود کوری ببین عصا کش کور دگر شود [ جمعه یازدهم آذر 1390 ] [ 12:24 ] [ M ]
غدیری ام سقیفه ای نیستم
در پی هر خلیفه ای نیستم خورده گره بند دلم با علی(علیه السلام) غیر علی(علیه السلام)با دگری نیستم مست تولای خم حیدرم غافل از او هیچ دمی نیستم رهبر من پور ابیطالب است پیرو هر بی پدری نیستم لعن به روح پدر دومی شکر خدا من عمری نیستم [ شنبه بیست و هشتم آبان 1390 ] [ 1:9 ] [ M ]
بر دل یاقوت با خط طلا بنوشته اند شیعیان حاجی شدند چون دور حیدر گشته اند هر که با حیدر نباشد مطمئنا کافر است اهل سنت دور کعبه از ازل ول گشته اند [ دوشنبه بیست و سوم آبان 1390 ] [ 1:36 ] [ M ]
|
||